🖌سید محمد قاضی زاده 🔹برگزاری نشست شهرداران کلانشهرها و مراکز استانها با حضور رئیسجمهور، فارغ از مباحث مطرحشده در این نشست، یک پرسش مهم را به وجود میآورد: «🔺تکلیف شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت که نه کلانشهر هستند و نه مرکز استان، چیست؟» 🔸اگر قرار است نشستهای ملی مدیریت شهری بر اساس شاخصهایی مانند […]
🖌سید محمد قاضی زاده
🔹برگزاری نشست شهرداران کلانشهرها و مراکز استانها با حضور رئیسجمهور، فارغ از مباحث مطرحشده در این نشست، یک پرسش مهم را به وجود میآورد:
«🔺تکلیف شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت که نه کلانشهر هستند و نه مرکز استان، چیست؟»
🔸اگر قرار است نشستهای ملی مدیریت شهری بر اساس شاخصهایی مانند کلانشهر بودن یا مرکز استان بودن برگزار شود، باید روشن شود مبنای این تفکیک چیست و جایگاه شهرهای بزرگی که از نظر جمعیت، ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی گستره مسائل شهری، با بسیاری از مراکز استانها قابل مقایسهاند، چگونه تعریف میشود؟
🔹اصولاً بسیاری از کلانشهرهای کشور، مرکز استان نیز هستند؛ بنابراین شاید در چنین شرایطی عنوان «شهرداران مراکز استان» بهتنهایی گویاتر باشد. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: شهرهای بزرگ غیرمرکز استان در این تقسیمبندی چه جایگاهی دارند؟
🔺شهرهایی مانند دزفول، سبزوار، نیشابور، بروجرد، بابل، اسلامشهر، شهریار، قدس، کاشان، ملارد، خمینیشهر، پیرانشهر، آمل، پاکدشت، نجفآباد، آبادان، قرچک، ورامین، ساوه، قائمشهر، نسیمشهر، سیرجان و خوی، تنها نمونههایی از شهرهایی هستند که جمعیت و ظرفیت قابل توجهی دارند و برخی از آنها حتی از بعضی مراکز استانها پرجمعیتترند یا از جایگاههایی همچون فرمانداری ویژه برخوردارند.
❓سؤال اینجاست که نقش و جایگاه این شهرها در تصمیمسازیهای ملی کجاست؟
🔸در سالهای اخیر، در حوزههای مختلف شاهد تعریف امتیازات و سیاستهایی بر اساس جمعیت یا طبقهبندی شهرها بودهایم؛ از شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر و زیر ۵۰ هزار نفر گرفته تا کلانشهرها و مراکز استانها.
🔹اما در این میان، شهرهایی که نه در گروه شهرهای کوچک قرار میگیرند و نه عنوان کلانشهر یا مرکز استان را دارند، عملاً در یک منطقه خاکستری قرار میگیرند.
🔸این شهرها نه آنقدر کوچکاند که در سیاستهای ویژه شهرهای کمجمعیت قرار گیرند و نه آنقدر برخوردار از عنوان و جایگاه اداریاند که در بسیاری از تصمیمگیریها در سطح مراکز استانها دیده شوند.
🔹مسئله فقط یک نشست نیست موضوع را نباید صرفاً به یک جلسه با رئیسجمهور محدود کرد. مسئله بزرگتر، الگوی ارتباط مدیران ملی با شهرها و مناطق مختلف کشور است.
🔸گاهی در اخبار میخوانیم رئیسجمهور به غرب یک استان یا جنوب شرق یک استان سفر کرده است. پرسش اینجاست که آیا نمیتوان در برنامه سفرهای مسئولان ارشد کشور، شهرها و مناطق دیگری مانند شمال خوزستان نیز به شکل منظم و هدفمند مورد توجه قرار گیرند؟
🔹دزفول و دیگر شهرهای شمال خوزستان، مانند بسیاری از مناطق کشور، مسائل و ظرفیتهایی دارند که شناخت دقیق آنها نیازمند حضور میدانی مسئولان و گفتوگوی مستقیم با مدیران و مردم منطقه است.
🔸عدالت در توزیع توجه مدیریتی، تنها به تقسیم اعتبارات و امکانات محدود نمیشود؛ دسترسی عادلانه مناطق به مسئولان و امکان بیان مستقیم مسائل نیز بخشی از عدالت مدیریتی است.
💢 اگر قرار باشد ارتباط مسئولان ملی با مناطق مختلف کشور صرفاً به محل استقرار دستگاهها، مراکز استانها یا برخی شهرهای شاخص محدود شود، طبیعی است که بخش قابل توجهی از ظرفیتها و مسائل شهرهای بزرگ غیرمرکز استان کمتر دیده شود.
🔅 یک پیشنهاد روشن مطرح میشود، شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار نشستهای شهرداران کلانشهرها و مراکز استانها، سازوکار مشخصی برای حضور دورهای شهرداران شهرهای بزرگ بالای ۲۰۰ هزار نفر نیز تعریف شود؛ شهرهایی که بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را در خود جای دادهاند و مسائل شهری آنها مستقیماً با زندگی میلیونها نفر ارتباط دارد.
♻️ همچنین میتوان برای سفرهای استانی و منطقهای رئیسجمهور، معاونان و وزرا، برنامهای منظم و متوازن تدوین کرد تا شهرهای بزرگ و مناطق کمتر برخوردار از ارتباط مستقیم با مدیران ارشد کشور نیز سهم مشخصی داشته باشند.
این مطالبه، اختصاصی یک شهر یا یک استان نیست؛ مطالبهای برای بازتعریف نگاه به شهرهای بزرگ غیرمرکز استان است.
◀️ امید است همانگونه که از «تقسیم عادلانه ثروت ملی» سخن گفته میشود، توجه، فرصت گفتوگو و حضور مدیران ملی نیز عادلانه میان مناطق مختلف کشور توزیع شود و شهرهای بزرگ، صرفنظر از عنوان اداری خود، متناسب با جمعیت، ظرفیت، مسئولیت و مسائلشان در معادلات ملی دیده شوند.
↙️ شاید یکی از نخستین گامها این باشد که در کنار مراکز استانها و کلانشهرها، همه شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر نیز به عنوان بخشی از بدنه مؤثر مدیریت شهری کشور مورد توجه قرار گیرند.
دیدگاهتان را بنویسید