تکدیگری سالهاست یکی از آسیبهای اجتماعی قابل مشاهده در شهرهاست؛ اما شکل و شیوه آن در سالهای اخیر تغییر کرده است. امروز دیگر همه گدایان، افراد نیازمند و بیپناه نیستند؛ برخی از گدانماها حتی با در دست داشتن دستگاه کارتخوان، تکدیگری را به یک فعالیت درآمدزا و سازمانیافته تبدیل کردهاند.
پدیده «گدایان کارتخواندار» نشان میدهد که تکدیگری از یک درخواست ساده برای کمک، در برخی موارد به کسب درآمد از احساسات و عواطف مردم تبدیل شده است. افرادی که با نمایش ظاهری فقر و روایت داستانهای مختلف، شهروندان را به پرداخت پول ترغیب میکنند؛ در حالی که ممکن است وضعیت مالی واقعی آنان با آنچه نشان میدهند، تفاوت زیادی داشته باشد.
نگرانکنندهتر آنکه برخی گدانماها در مکانهایی مانند مراکز درمانی، بیمارستانها، آرامستانها و محلهای پرتردد، با اصرار و پافشاری از مردم درخواست وجه میکنند و گاه حتی با ایجاد مزاحمت، مسیر رفتوآمد یا فضای آرام این اماکن را تحت تأثیر قرار میدهند. حضور در آرامستانها، بهویژه هنگام مراسم خاکسپاری و سوگواری، میتواند فشار روانی مضاعفی بر خانوادههای داغدار وارد کند.
البته نباید در این میان، نیازمندان واقعی را فراموش کرد. مرز میان حمایت از نیازمند و تقویت تکدیگری باید روشن باشد. کمکهای بدون شناخت، ممکن است به جای حل مشکل یک فرد نیازمند، به تداوم فعالیت کسانی کمک کند که تکدیگری را به شغل تبدیل کردهاند.
راهکار، برخورد صرفاً قهری نیست؛ بلکه شناسایی افراد نیازمند واقعی، ساماندهی متکدیان، برخورد قانونی با شبکههای سازمانیافته و فرهنگسازی برای هدایت کمکهای مردمی به مراکز معتبر حمایتی میتواند مؤثرتر باشد.
شهروندان نیز باید بدانند که هر فردی که با ظاهری فقیرانه در مقابل آنان قرار میگیرد، لزوماً نیازمند نیست. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای کمک احساسی و بیهدف، حمایت آگاهانه و مسئولانه را جایگزین کنیم؛ تا مهربانی مردم، سرمایهای برای رفع فقر باشد، نه منبع درآمدی برای گدایان حرفهای.
دیدگاهتان را بنویسید